👈عیب ها چند دسته اند، یا قابل حل اند، یا غیر قابل حل و یا قابل چشم پوشی، در هر سه نوع این عیب ها، مرد و زن باید تلاش کنند در جهت پوشیده نگاه داشتن عیب های یکدیگر نه افشای عیب های یکدیگر.

📖خدای متعال در قرآن می فرماید:

هن لباس لکم و انتم لباس لهن.

📚سوره ی بقره آیه 187

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر ۱۳۹۷ساعت 4:49  توسط راضیه بابلخانی  | 
 

🍃نامگذاری🍃

📖این سوره را به این دلیل احقاف نامیده‌اند که درباره داستان و سرزمین قوم عاد، یعنی قوم حضرت هود(ع)، سخن می‌گوید. سرزمین این قوم شن‌زار بوده و احقاف به معنای شن‌زار است. این واژه در آیه ۲۱ آمده است.

🍃محل و ترتیب نزول🍃

📖سوره احقاف جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، شصت و ششمین سوره‌ای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، چهل و ششمین سوره است و در جزء ۲۶ قرآن جای دارد.

🍃تعداد آیات و کلمات🍃

📖سوره احقاف ۳۵ آیه، ۶۴۸ کلمه و ۲۶۶۸ حرف دارد. این سوره از نظر حجمی جزو سوره‌های مَثانی است و دقیقاً یک حِزب قرآن را شامل می‌شود.

📚برگرفته از تفاسیر برهان و المیزان

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر ۱۳۹۷ساعت 4:21  توسط راضیه بابلخانی  | 
پیشنهاد درس سیزدهم
عْتَصِمینَ وَ مَقالَهُِ الْمُتَحَرِّزینَ وَ اَعُوذُ بِاللّهِ تَعالى

بنام خدا سخن پناهندگان و گفتار پناه جویان و پناه مى برم به خداى تعالى

مِنْ جَوْرِ الْجاَّئِرینَ وَ کَیْدِ الْحاسِدینَ وَ بَغْىِ الظّالِمینَ وَ اَحْمَدُهُ

از جور ستمکاران و بداندیشى حسودان و ستم بیدادگران و مى ستایمش

فَوْقَ حَمْدِ الْحامِدینَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الْواحِدُ بِلا شَریکٍ وَ الْمَلِکُ بِل

فوق ستایش ستایش کنندگان خدایا تویى یگانه بى شریک و پادشاه بى نیاز (که پادشاهى را دیگرى به او

تَمْلیکٍ لا تُضادُّ فى حُکْمِکَ وَ لا تُنازَعُ فى مُلْکِکَ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ

تملیک نکرده ) در برابر فرمان تو ضدیت نشود و در پادشاهیت کشمکشى روى ندهد از تو مى خواهم که درود فرستى

عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ اَنْ تُوزِعَنى مِنْ شُکْرِ نُعْماکَ م

بر محمد بنده و رسولت و به من طریقه سپاسگزارى نعمتهایت را چنان

تَبْلُغُ بى غایَهَ رِضاکَ وَ اَنْ تُعینَنى عَلى طاعَتِکَ وَلُزُومِ عِبادَتِکَ

بیاموزى که مرا به سرحد خشنودیت برساند و کمکم دهى بر طاعت خود و پیوستگى عبادت خویش

وَاسْتِحْقاقِ مَثُوبَتِکَ بِلُطْفِ عِنایَتِکَ وَ تَرْحَمَنى بِصَدّى عَنْ

و استحقاق پاداشت بوسیله لطف و عنایتت و به من ترحم کنى به اینکه تا زنده ام

مَعاصیکَ ما اَحْیَیْتَنى وَ تُوَفِّقَنى لِما یَنْفَعُنى ما اَبْقَیْتَنى وَ اَنْ تَشْرَحَ

از گناهان بازم دارى و تا زمانى که در این جهان نگاهم دارى موفقم دارى به آنچه سودم رساند و بوسیله

بِکِتابِکَ صَدْرى وَ تَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرى وَ تَمْنَحَنِى السَّلامَهَ فى

کتاب خود (قرآن ) سینه ام بگشایى و با خواندن آن جرم و گناهم بریزى و سلامت در

دینى وَ نَفْسى وَلاتُوحِشَ بى اَهْلَ اُنْسى وَ تُتِمَّ اِحْسانَکَ فیما بَقِىَ

دین و جانم عطا کنى و همدمانم را براى من وحشتناک مکن و احسانت را در مابقى

مِنْ عُمْرى کَما اَحْسَنْتَ فیما مَضى مِنْهُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

عمر درباره من به اتمام رسان چنانچه در گذشته احسان کردى اى مهربانترین مهربانها

پریماه سنگرگیر

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:19  توسط راضیه بابلخانی  | 
پیشنهاد درس 9
******************
حضرت امام خمینی رحمه الله در عمل به دستورهای اسلام، بسیار جدی و نمونه بود. ایشان نسبت به اسراف حساسیت بسیاری داشت. برای نمونه یکی از مسئولان دفتر امام خمینی رحمه الله می نویسد: یک بار مسئول امور مالی پشت یک پاکت چیزی نوشت و به امام داد، امام در یک کاغذ کوچک، پاسخ آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما نیز در یک قطعه کوچک می توانستید بنویسید.

ازاین رو، آن برادر کاغذ خردها را جمع و جور می کرد و در کیسه می گذاشت و هنگامی که می خواست برای امام چیزی بنویسد، روی آن کاغذ پاره ها می نوشت. امام هم در زیر آن پاسخ لازم را می نوشت.

یکی دیگر از اعضای دفتر امام خمینی رحمه الله نقل می کند:

یک روز بر اساس وظیفه ای که هر ماه به عهده داشتیم، در پایان ماه صورت مخارج ماهیانه را (در جماران) خدمت امام فرستادیم و ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانی ها، رفت و آمدهای امام و پول برق خانه را نوشته بودیم. هنگامی که صورت مخارج را نزد امام فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمد آقا تلفن زد و گفت: از وقتی که صورت حساب داده اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می زند و سخت ناراحت است؛ زیرا مخارج خانه امام در این ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز کرده است. لذا امام می فرماید: اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلاً از اینجا می روم. حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید که خرج اضافی در این ماه چه بوده است تا به آقا بگوییم و خیالشان راحت شود. ما پس از جست وجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابداً مربوط به خانه امام نبوده است. برای مثال 1. گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود و ما گفتیم آن را در انبار حسینیه جماران بریزند. 2. به ماشینی که خانواده حضرت امام را می برد و بر اثر بی توجهی راننده، خسارتی به آن وارد شده بود. 3. ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالای پشت بام دیده نشود؛ زیرا پاسداران در آنجا پاس می دادند.

صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، در نتیجه ایشان آسوده خاطر شدند.

از همین نمونه ها می توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روی و رعایت اعتدال در مخارج خانه را به دست آورد.    نگین واعظ هشتم

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:13  توسط راضیه بابلخانی  | 
این نان را نمی شود خورد؟!
محل استقرار بهداری و درمانگاه لشکر در سمت راست ورودی پادگان، نزدیک چادر فرماندهی بود.
در چادر بودم که از بیرون چادر کسی مرا به اسم صدا کرد. بیرون که آمدم آقا مهدی را جلو چادر تدارکات بهداری دیدم. سر گونی را با یک دست گرفته بود و با دست دیگرش لای نان خورده ها را می گشت. تا آخر قضیه را خواندم.
سلام کردم، جواب سلامم را داد و تکه نانی را از گونی بیرون آورد و به من نشان داد و گفت:
ـ برادر رحمان! این نان را می شود خورد؟!
ـ بله، آقا مهدی می شود.
دوباره دست در گونی کرد و تکه نان دیگری را از داخل گونی بیرون آورد.
ـ این را چطور؟ آیا این را هم می شود استفاده کرد؟
من سرم را پایین انداختم. چه جوابی می توانستم بدهم؟ آقا مهدی ادامه داد.
ـ الله بنده سی*... پس چرا کفران نعمت می کنید؟... آیا هیچ می دانید که این نانها با چه مصیبتی از پشت جبهه به اینجا می رسد؟... هیچ می دانید که هزینه رسیدن هر نان از پشت جبهه به اینجا حداقل ده تومان است؟ چه جوابی دارید که به خدا بدهید؟
بدون آنکه چیز دیگری بگوید سرش را به زیر انداخت و از چادر تدارکات دور شد و مرا با وجدان بیدار شده ام تنها گذاشت.**
منبع: کتاب «خداحافظ سردار»، نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ سوم، صفحه 25
* تکیه کلام شهید باکری به معنی «بنده خدا»  فاطمه پایداری     غزاله چمی

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:10  توسط راضیه بابلخانی  | 
فاطمه براتی _ هشتم بوعلی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ اللَّيْلَ مُظْلِما بِقُدْرَتِهِ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِراً بِرَحْمَتِهِ وَ كَسَانِي ضِيَاءَهُ وَ أَنَا فِي نِعْمَتِهِ اللَّهُمَّ فَكَمَا أَبْقَيْتَنِي لَهُ فَأَبْقِنِي لِأَمْثَالِهِ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لا تَفْجَعْنِي فِيهِ وَ فِي غَيْرِهِ مِنَ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ بِارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ وَ اكْتِسَابِ الْمَآثِمِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ خَيْرَ مَا فِيهِ وَ خَيْرَ مَا بَعْدَهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّهُ وَ شَرَّ مَا فِيهِ وَ شَرَّ مَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ إِنِّي بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ عَلَيْكَ وَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَسْتَشْفِعُ لَدَيْكَ ،
سپاس خداى را كه شب تاريك را با قدرت خود برد و روز روشن را به رحمتش آورد و لباس پرفروغ آن را درحالیكه قرين نعمتش بودم بر تن من كرد، خدايا! همچنان كه مرا براى اين روز نگاه داشتى براى امثال آن نيز پابرجا بدار و بر پيامبر اسلام محمّد و خاندان او درود فرست و مرا در اين روز و شبها و روزهاى ديگر به فاجعه انجام گناهان مبتلا مساز، خير اين روز و و خير آنچه در آن است، و خير بعد از اين روز را روزی ام گردان و شرّ اين روز و شرّ آنچه در آن است و شرّ بعد از آن را از من دور ساز.
خدايا! من با گردن نهادن به دين اسلام به سوى تو وسيله میجويم و با حرمت نهادن به قران بر تو اعتماد میكنم، و دوستى محمّد، بنده برگزيده است كه (درود خدا بر او و خاندانش باد) نزد تو شفاعت میطلبم،

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:5  توسط راضیه بابلخانی  | 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

عائله امام صادق و هزینه زندگى آن حضرت زیاد شده بود. امام به فكر افتاد كه از طریق كسب و تجارت عایداتى به دست آورد تا جواب مخارج خانه را بدهد. هزار دینار سرمایه فراهم كرد و به غلام خویش كه ((مصادف )) نام داشت فرمود:((این هزار دینار را بگیر و آماده تجارت و مسافرت به مصر باش )).
((مصادف )) رفت و با آن پول از نوع متاعى كه معمولاً به مصر حمل مى شد خرید و با كاروانى از تجار كه همه از همان نوع متاع حمل كرده بودند، به طرف مصر حركت كرد.
همینكه نزدیك مصر رسیدند، قافله دیگرى از تجار كه از مصر خارج شده بود، به آنها برخورد. اوضاع و احوال را از یكدیگر پرسیدند، ضمن گفتگوها معلوم شد كه اخیرا متاعى كه مصادف و رفقایش حمل مى كنند بازار خوبى پیدا كرده و كمیاب شده است . صاحبان متاع از بخت نیك خود، بسیار خوشحال شدند و اتفاقا آن متاع از چیزهایى بود كه مورد احتیاج عموم بود و مردم ناچار بودند به هر قیمت هست آن را خریدارى كنند.
صاحبان متاع ، بعد از شنیدن این خبر مسرت بخش ، با یكدیگر همعهد شدند كه به سودى كمتر از صد در صد نفروشند. رفتند و وارد مصر شدند. مطلب همان طور بود كه اطلاع یافته بودند. طبق عهدى كه با هم بسته بودند بازار سیاه به وجود آوردند و به كمتر از دو برابر قیمتى كه براى خود آنها تمام شده بود نفروختند.
مصادف ، با هزار دینار سود خالص به مدینه برگشت . خوشوقت و خوشحال به حضور امام صادق رفت و دو كیسه كه هر كدام هزار دینار داشت جلو امام گذاشت . امام پرسید:((اینها چیست ؟))
گفت : یكى ازاین دو كیسه سرمایه اى است كه شما به من دادید و دیگرى كه مساوى اصل سرمایه است سود خالصى است كه به دست آمده .
امام :((سود زیادى است ، بگو ببینم چطور شد كه شما توانستید این قدر سود ببرید؟)).
قضیه از این قرار است كه در نزدیك مصر اطلاع یافتیم كه مال التجاره ما در آنجا كمیاب شده ، هم قسم شدیم كه به كمتر از صد در صد سود خالص ‍ نفروشیم و همین كار را كردیم !
((سبحان اللّه ! شما همچو كارى كردید!، قسم خوردید كه در میان مردم مسلمان بازار سیاه درست كنید، قسم خوردید كه به كمتر از سود خالص مساوى اصل سرمایه نفروشید! نه ، همچو تجارت و سودى را من هرگز نمى خواهم )).
سپس امام یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود:((این سرمایه من )) و به آن یكى دیگر دست نزد و فرمود:((من به آن كارى ندارم  زینب گودرزی      زهراپولادی

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:4  توسط راضیه بابلخانی  | 
یک دانشجوی مسیحی ایرانی الاصل کانادائی با ابتکار جالبی به سنجش نظر مردم در مورد حجاب پرداخت.

این دانشجو که "انیسه روحانی" نام دارد، با استفاده نمودن از حجاب به مدت 18 روز تلاش کرد دیدگاه جامعه را در مورد حجاب، زنان محجبه و اسلام به دست بیاورد.

روزنامه دیلی میل نوشت: دانشجوی کانادایی به مدت 18 روز حجاب بر سر کرده و به نقاط مختلف شهر از جمله دانشگاه و دیگر اماکن عمومی رفت تا دیدگاه افراد جامعه و برخورد آنان با زنان مسلمان با حجاب را به طور مستقیم بسنجد. با اینکه وی گمان می‌کرد با زن با حجاب به شکل نژادپرستانه برخورد شود، اما رفتار دوستانه و مهربانانه مردم، او را متعجب کرد.

انیسه می‌گوید: چیزی که مرا بیش از همه به شگفتی واداشت این بود که احترام شهروندان نسبت به من در زمانی که حجاب بر سر کردم بسیار بیش از روزهایی بود که به طور معمولی و بی‌حجاب از خانه خارج می‌شدم.

وی افزود: در نظر داشتم با استفاده نمودن از حجاب، زمینه‌های گفت و گوی میان فرهنگ‌ها و ادیان مختلف را ایجاد کنم و افکار منفی گرای موجود و نژادپرستانه علیه اسلام را به گونه‌ای تغییر دهم.    آرزو سیلاوی  هشتم

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:1  توسط راضیه بابلخانی  | 

سارینا سیف الدین . نهم فاتح . دبیرستان فرزانگان امین

1 . انواع فعل در آیه (( اذ قُلنا للملائکه اسجُدوا لآدمَ فَسَجدوا الا ابلیس )) به ترتیب کدام است ؟
الف) امر-مضارع-امر
ّب ) ماضی-امر-امر
ج )ماضی-ماضی-امر
د ) ماضی-امر-ماضی

2 . در کدام عبارت فعل امر به کار نرفته است ؟
الف ) اِشربوا من هذا الماء .
ب ) اِجلسا فی ظلِّ الشّجره .
ج ) تغرسین الاشجار .
د ) اِغلسِلنَ تلک السّیّاره .

3 .در کدام گزینه فعل امر در صیغه ی جمع مونث مخاطب به کار رفته است ؟
الف ) رجاءً اِذهبنَ الی الجامعه .
ب ) اِنزلُوا من السّیّاره یا اصدقائی .
ج ) اِبحثا عن الجواب فی الکتاب .
د ) اُرسمی صوره الشّهید یا بنتی.

4. در کدام عبارت فعل امر مثنی به کار رفته است ؟
الف ) اِجمعا حاجات السّفر.
ب ) اِلبسی الملابس .
ج ) اِرکبوا السّیّاره .
د ) اُخرج من البیت .

5. متضاد واژه ((صَعِدَ)) کدام است ؟
الف ) نَزَلَ
ب ) رَفَعَ
ج ) وَقَعَ
د ) حَسِبَ

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی ۱۳۹۵ساعت 11:2  توسط راضیه بابلخانی  | 

سخن شماره 29 : مرگ همگانی است

و قالَ علیه السلام : إِذَا کُنتَ فِي إِدبَارٍ وَ ألمَوتُ فِي إِقبَالٍ فَمَا أَسرَعَ ألمُلتَقَی .

ترجمه : آنگاه که پشتت به دنیاست (و به سوی قبر می روی) و مرگ هم بسوی تو می شتابد ملاقات شما با مرگ خیلی زود خواهد بود .

مرگ همگانی است

توضیح : پایان زندگی هر فردی مرگ است . ار آن لحظه ای که انسان چشم به دنیا می گشاید ، گام به گام بسوی قبر نزدیک میگردد ، از سوی دیگر مرگ هم آغوش باز کرده و برای پایان دادن به زندگی انسان بسویش می شتابد و سر انجام یکدیگر را ملاقات می کنند ، همانطوری که این ملاقات برای نیرومندان ، پیامبران و امامان همه و همه پیش آمده برای زندگان هم پیش خواهد آمد . خدا میفرماید :«هر جانداری مرگ را می چشد...».(1)بهار طالبی

1-سوره آل عمران آیه 185_سوره عنکبوت آیه

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی ۱۳۹۵ساعت 10:58  توسط راضیه بابلخانی  |